در پنهان كردن شغل و مقام از مردم روزگار و دلايل آن فرمايد
گر زد و روزگاری ای فرزند
به تو حكم معاونت دادند
شغل خود را بكوش تا آسان
شغل خود را بكوش تا آسان
نكنی پيش اين و آن عنوان
جز به معدودی از فك و فاميل
جز به معدودی از فك و فاميل
شغل خود را مگو، به چند دليل
اولا روزگار، ناجور است
اولا روزگار، ناجور است
عده اي چشم و چارشان شور است
محو و پوشيده باش از نظرات
محو و پوشيده باش از نظرات
نظرت مي زنند، اين حضرات
ثانيا عده ای گرفتارند
ثانيا عده ای گرفتارند
قرض دارند يا بدهكارند
علم، پيدا ز منصبت چو كنند
علم، پيدا ز منصبت چو كنند
طلب پول دستی از تو كنند
ثالثا هست هر كسی، ناچار
ثالثا هست هر كسی، ناچار
يا خودش يا برادرش بيكار
متوقع شود به او، باری
متوقع شود به او، باری
بدهی شغل آب و نان داری
رابعاً، آن كسی كه دشمن توست
رابعاً، آن كسی كه دشمن توست
واي اگر باخبر شود، زين پست
گويد: اين رفت تا رئيس شود
گويد: اين رفت تا رئيس شود
قسمتش بود كاسه ليس شود
يا: فلانی، شرف به مزد شده
يا: فلانی، شرف به مزد شده
رفته آن جا، شريك دزد شده
تا كه در دزدی تو شك نشود
تا كه در دزدی تو شك نشود
عضو حساس او خنك نشود
شرح اين نكته نيز، بي ضرر است
شرح اين نكته نيز، بي ضرر است
عضو حساس دشمنان، جگر است!
خامساً شصت علت ديگر
خامساً شصت علت ديگر
سادساً، سابعاً، الی آخر!
پسرم مردمی كه مرموزند
پسرم مردمی كه مرموزند
بيشتر نيكبخت و بهروزند
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۸۷ ساعت توسط محمد
|